تبليغاتX
Iraniongirl - دریای بیکران عدالت
عمومی

دریای بیکران عدالت

 

 

مقدس ترین کلمه ای که به گوش می رسد و دستگاه سامعه انسانی از آن لذت می برد و در اقطار گیتی معروف است، کلمه عدل و عدالت است، کلمه ای خوش نامتر و لغتی دلاویزتر از آن در سطح زمین بلکه در عالم افلاک شنیده نشده، زیرا همه مردان بزرگ و شخصیت های ستبر جهان، بزرگان روحانی و مردان الهی که نمایندگان خداوند و پرچم دار حق اند، همه خود را خادم و حافظ این کلمه می دانند.

 

هرجا که عدل سایه کند رخت را بند               کاین سایبان ز طوبی اخضر نکوتر است

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:

العدل احلی من الشهد و الین من الزبد و اطیب ریحاً من المشک

عدالت و دادگستری از شهد عسل شیرین تر و از کف آب (یا سرشیر) نرم تر و از مشک خوشبوتر است.

 

عدل از صفات ثبوتیه پروردگار عالم است و شیعه آن را در ردیف اصول دین قرار داده و می گوید: خدا باید عادل باشد یکی از مهم ترین مقاصد از انزال کتب و ارسال رسل برقرار نمودن نظام عدل و گسترش دادن بستر عدالت در روی زمین است. کلیه پیامبران در راه انجام وظیفه مشقتها کشیده و مرارتها چشیده، ای بسا در این راه مقدس شربت شهادت نوشیده اند. بی پروا باید گفت در این وادی ولی الله الاعظم بارزترین قهرمان و پرچم دار مکتب عدالت بود. علی علیه السلام به عدالت خویش اطمینان داشت و آن را یک وظیفه و تکلیف الهی می دانست.

 

حضرت می فرمایند:

فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق

همانا در عدالت گنجایش خاصی است هر آنکه عدل و درستی بر او تنگ گردد جور و ستم بر او تنگ تر می شود.1

 

روش امام علی علیه السلام در عدالت مانند روش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود اگر نگوییم عین همان روش بود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «مشت من و مشت علی در عدالت برابر است» و فرمود:

او از همه شما به عهد خدا وفادارتر، به امر خدا عامل تر، در میان رعیت عادل تر، در تقسیم مساوی قسمت کننده تر و نزد خدا با مزیت تر است.2

 

حال به نمونه هایی از عدالت امام علی علیه السلام اشاره می کنیم.

 

 

خاموش کردن چراغ بیت المال

بسیاری در اموال خود احتیاط می کنند اما در ابزار و وسایل دیگران دقت ندارند و در مصرف احتیاط لازم را ندارند، در صورتی که مسئولیت الهی و مردمی آن فراوان است. امام علی علیه السلام نسبت به حفظ و نگهداری و صرف بیت المال دقت و احتیاط را داشت، در هوی سرد با یک حوله شخصی خود را می پوشاند و در حالی که از سرما می لرزید از بیت المال استفاده نمی کرد. شمشیر خود را فروخت تا مخارج خانواده را تامین کند. وقتی یکی از دخترانش برای روز عید گردنبندی از بیت المال به عاریت گرفت، ناراحت شد و کلیددار بیت المال را مورد نکوهش قرار داد.

 

در یکی از شبهای آغازین خلافت، امام علی علیه السلام چراغی را در اتاق بیت المال روشن کرده و مشغول محاسبات لازم بود که طلحه و زبیر بر حضرت سلام کرده، وارد شدند و گفتند با شما کاری داریم. امام فرمودند: آیا مربوط به حکومت و امور مسلمین است یا به امور شخصی شما ارتباط دارد؟ پاسخ دادند: امور شخصی خودمان است. امام علی علیه السلام چراغی را که از بیت المال در مقابلش روشن بود خاموش، و چراغ دیگری را روشن کرد. پرسیدند چرا این گونه عمل کردی؟ حضرت پاسخ داد: روغن چراغی که روشن بود از بیت المال ، و کار شما شخصی بود، روا نبود که روغن چراغ بیت المال در مصارف شخصی قرار گیرد. روغن این چراغ از اموال شخصی من است. حال هر مقدار که می خواهید از مسائل شخصی خود سخن بگویید.3

 

 

عدالت حضرت در برخورد با غلامش قنبر

روش علی علیه السلام همیشه با قرآن کریم مطابقت داشت به طور کلی قران مجید همه جا سفارش می کند که مسلمانان نباید در مواقع اجرای عدالت و به کیفر رساندن متخلفین تحت تأثیر عوامل خارجی از قبیل دوستی و دشمنی قرار گیرند از این روست که می فرمایند:

و لایجرمنکم شنان قوم علی ان تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی

بغض و کینه نسبت به گروهی شما را به بی عدالتی نکشاند عدالت کنید که به تقوی و پرهیزگاری نزدیک تر است.4

 

امام علی علیه السلام در اجرای عدالت تحت هیچ عاملی قرار نمی گرفت. روزی مردی مرتکب جرمی شده بود، امام علیه السلام به قنبر دستور داد تا حدّ شرعی را بر وی جاری سازد، قنبر در اجرای آن اشتباهاً سه تازیانه اضافه از حدّ معین به مجرم زد، امام علی علیه السلام به این امر ناراحت شده دستور داد آن سه تازیانه اضافه را به خود قنبر بزنند.5

 

 

رفتار امام علی علیه السلام در برخورد با برادرش عقیل

امام علیه السلام ماجرای برادرش را چنین توصیف می کند: به خدا سوگند عقیل را دیدم که فقر او را از پا درآورده بود تا به ناچار صاعی از گندم شما را از من خواست و به خاطر نیازش بیش از سهم مقرر از بیت المال طلب نمود و کودکانش را دیدم با موهای ژولیده و رنگ های پریده از شدت فقر، گویی چهره شان را با نیل سیاه کرده بودند، و مکرر به من مراجعه کرد و با اصرار از من تقاضا کرد، من به سخنانش گوش دادم و او پنداشت که من دینم را به او می فروشم و از راه خود جدا شده اختیارم را به او می سپارم، اما من آتشی را داغ نموده و آن را نزدیک بدن او بردم تا عبرت بگیرد، ناگهان فریاد زد و نزدیک بود که از میله داغ شده بسوزد، به او گفتم:ای عقیل، مادرمان به عزایت ننشیند، آیا از آهنی که یک انسان به شوخی داغ نموده ناله برمی آوری اما مرا به سوی آتشی می کشانی که خدای جبار از روی خشم خود افروخته است؟! آیا تو از آزار بنالی و من از آذر بنالم؟!

 

آری، این چنین بود سختگیری آن حضرت در امور الهی و امانت داری او نسبت به امانتی که خداوند به والیان سپرده است. بی شک این روش بر هر انسانی که تنها در گفتار از عدالت دم می زند و در عمل سر و کاری با عدالت ندارد گران خواهد بود، زیرا میدان عدالت در تعریف زبانی بسی گسترده و در میدان عدل و رعایت انصاف بسی تنگ است؛ آن حضرت این گونه عمل کرد تا همه مردم به ویژه زمامداران و قاضیان به طریق عدالت و رعایت تساوی حرکت کنند و به راه او بروند تا هیچ دور و نزدیک و کوچک و بزرگی را نادیده نگیرند.6

 

 

علی علیه السلام و دادگاه عدالت در برخورد با مسیحی

حضرت علی علیه السلام به عنوان یک نمونه کامل انسانی با اینکه عدل مطلق بودند اما در محضر عدالت، عدالت پیشه و تسلیم محض آن بودند.

 

حضرت روزی از راهی عبور می کردند و زره خود را که در جنگ صفین از دست داده بود در دست یک نفر مسیحی دیدند. حضرت علی علیه السلام که زمامدار مسلمانان بود و حکومت اسلامی را در دست داشتند رهسپار عدالت خانه خود شد تا پس از محاکمه شدن مسیحی اگر به نفع حضرت شد، زره اش را پس بگیرد و همانند یک فرد عادی در دادگاه نزد قاضی حاضر شد، این چنین مطرح کرد: این زره مال من است، من آن را نفروخته ام و به کسی هم نبخشیده ام. قاضی به شخص مسیحی گفت: درباره مطلب علی علیه السلام امیرالمؤمنین چه می گویی؟ مسیحی گفت: این زره از من است و علی علیه السلام هم دروغ نمی گوید. قاضی رو به امام نمود و عرض کرد: آیا شاهدی دارید که این زره از آن شماست؟ امام خندید و فرمود: قضاوت صحیح است و من شاهدی ندارم و حکم به نفع مرد مسیحی تمام شد و زره را گرفت و روان شد و حضرت هم نشسته بود و به او نگاه می کرد. مسیحی چند قدمی برداشته، دوباره برگشت و گفت: گواهی می دهم که این نوع قضاوت مخصوص پیامبران است. زمامدار مسلمان مرا پیش قاضی خود به قضاوت می کشاند، اما قاضی به نفع من حکم می کند. «اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمداً رسول الله» خدای را گواه می گیرم که این زره از شماست. آن روز که رهسپار صفین بودی ، من از عقب سر لشکر می آمدم آن را به چنگ آوردم. حضرت علی علیه السلام که دید مسیحی مسلمان شده فرمود: اکنون که مسلمان شدی، زره را به تو می سپارم! زره مال شما.7

تهیه و تنظیم: الهه اکبرزاده

مدرسه علمیه حضرت نرجس سلام الله علیها- مشهد

 


پي نوشتها:

 

1-  سید ابراهیم حسینی سعیدی، علی آینه حق نما، ص 219.

2-  احمد رحمانی همدانی، امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب، مترجم حسین استاد ولی، بی جا، ناشر مرکز فرهنگی، انتشاراتی مفید، سال 76، ص 68.

3-  محمد علی دشتی، امام علی و اقتصاد، قم، ناشر مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امیرالمؤمین، سال 79، ص 114.

4-  سوره مائده، آیه 12.

5-  سید ابراهیم حسینی سعیدی، علی آینه حق نما، ص 220.

6-  احمد رحمانی همدانی، علی بن ابی طالب، مترجم حسین استاد ولی، ص 802.

7-  مصطفی زمانی، علی بن ابیطالب پیشوای مسلمین، قم، نشر مهر استوار، بی تا، ص 237.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:40  توسط Iraniongirl  |