|
شرايط کمال ايمان ومعيارهاي ارزيابي آن |
ايمان درجات متفاوت دارد وهرکس به اندازه ي ظرفيت وجودي خويش درجات آنرا طي مي کند حضرت عليه السلام دربرخي سخنان خويش به اين مراتب اشاراتي داشته اند.
1- اميرالمؤمنين عليه السلام درخطبه ي 113 بعد از حمد وستايش خداوند متعال مي فرمايند :
ونؤمن به ايمان من عاين الغيوب ووقف علي الموعود ، ايمانا نفي اخلاصه الشرک ويقينه الشک 1
وبه او ايمان مي آوريم ومي گرويم مانند ايمان کسيکه پنهانيها (سکرات وسختي هاي مرگ وسئوال قبر وحساب ودادرسي قيامت ومانند اينها) را آشکارا ديده وبه آنچه که وعده داده شده (بهشت جاوداني براي پرهيزکاران وآتش سوزان هميشگي براي گنهکاران) آگاه گرديده است .ايماني که با اخلاص شرک را زدوده ويقين وباور آن شک وترديد را ازبين مي برد .
2- همچنين درخطبه ي 206 حضرت عليه السلام خداوند متعال را به خاطر نعماتي که به ايشان داده است سپاس مي گويند وازجمله ي اين نعمتها ايمان محکم واستوار خويش را برمي شمرند:
الحمد لله الذي لم يصبح بي ميتا ولا سقيما .... ولا مستوحشا من ايماني...
سپاس خدايي را سزاست که شبم را صبح نموده درحالي که نمرده ام ونه بيمارم ... ونه از ايمانم نگرانم ...
ابن ابي الحديد درشرح اين عبارت مي نويسد : يعني هيچ شکي درايمانم ندارم زيرا شک درچيزي باعث نگران شدن درآن مي شود. 2
مسلم است که اين مقام بسيار سخت نصيب انسان مي شود وبسياري از مؤمنين به نهايت يقين نرسيده اند تا هيچ شکي درايمانشان نباشد.اين درجه ازايمان جزء برترين درجات آن است چون همانگونه که قبلا هم ذکر شد يقين مؤمنين را به بالاترين درجات معنوي مي رساند .
3- حضرت علي عليه السلام درنامه اي به حارث همداني پس از برشمردن وظائف او به عنوان کارگزار حکومتي به بيان صفات مؤمنين پرداخته مي فرمايند :
واعلم ان افضل المؤمنين افضلهم تقدمة من نفسه واهله وماله 3
وبدان بهترين مؤمنان آن بود که جان وخاندان ومال خود را درراه خدا پيشاپيش تقديم کند