تبليغاتX
Iraniongirl
عمومی

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 3:15  توسط Iraniongirl  | 

بررسي نظريه اصالت روان

 

بررسي مفهوم روان:

در متون اسلامي، روان به عنوان يك واقعيت غير مادي پذيرفته شده، ولي از تفكر و تعمق در چيستي آن نهي شده است. پيدايش روان، به خدا نسبت داده شده است و حيات آن ابدي است. مرگ به عنوان قطع ارتباط بين عناصر شيميايي سازنده بدن و روان تلقي مي گردد. روان، حيات خود را پس از مرگ همچنان حفظ كند.

 

از ديدگاه قرآن، انسان تركيبي از عناصر مادي و روان مي باشد و شرافت انسان، مربوط به روان او است.

 

علامه طباطبايي درتفسير آيه 58 سوره اسراء كه در آن به كلمه «روح» اشاره شده است چنين بيان مي نمايد: «كلمه روح به طوري كه در لغت معرفي شده است به معناي مبدأ حيات است كه جاندار به وسيله آن قادر بر احساس و حركت ارادي مي شود و گاه به صورت مجاز استعمال شده است چنانچه خداوند علم را كه احياي نفوس مي كند به اين صورت به كار برده است».

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 7:47  توسط Iraniongirl  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:48  توسط Iraniongirl  | 

شرايط کمال ايمان ومعيارهاي ارزيابي آن

 

 

ايمان درجات متفاوت دارد وهرکس به اندازه ي ظرفيت وجودي خويش درجات آنرا طي مي کند حضرت عليه السلام دربرخي سخنان خويش به اين مراتب اشاراتي داشته اند.

 

1- اميرالمؤمنين عليه السلام درخطبه ي 113 بعد از حمد وستايش خداوند متعال مي فرمايند :

 

ونؤمن به ايمان من عاين الغيوب ووقف علي الموعود ، ايمانا نفي اخلاصه الشرک ويقينه الشک 1

وبه او ايمان مي آوريم ومي گرويم مانند ايمان کسيکه پنهانيها (سکرات وسختي هاي مرگ وسئوال قبر وحساب ودادرسي قيامت ومانند اينها) را آشکارا ديده وبه آنچه که وعده داده شده (بهشت جاوداني براي پرهيزکاران وآتش سوزان هميشگي براي گنهکاران) آگاه گرديده است .ايماني که با اخلاص شرک را زدوده ويقين وباور آن شک وترديد را ازبين مي برد .

 

2- همچنين درخطبه ي 206 حضرت عليه السلام خداوند متعال را به خاطر نعماتي که به ايشان داده است سپاس مي گويند وازجمله ي اين نعمتها ايمان محکم واستوار خويش را برمي شمرند:

الحمد لله الذي لم يصبح بي ميتا ولا سقيما .... ولا مستوحشا من ايماني...

سپاس خدايي را سزاست که شبم را صبح نموده درحالي که نمرده ام ونه بيمارم ... ونه از ايمانم نگرانم ...

 

ابن ابي الحديد درشرح اين عبارت مي نويسد : يعني هيچ شکي درايمانم ندارم زيرا شک درچيزي باعث نگران شدن درآن مي شود. 2

 

مسلم است که اين مقام بسيار سخت نصيب انسان مي شود وبسياري از مؤمنين به نهايت يقين نرسيده اند تا هيچ شکي درايمانشان نباشد.اين درجه ازايمان جزء برترين درجات آن است چون همانگونه که قبلا هم ذکر شد يقين مؤمنين را به بالاترين درجات معنوي مي رساند .

 

3- حضرت علي عليه السلام درنامه اي به حارث همداني پس از برشمردن وظائف او به عنوان کارگزار حکومتي به بيان صفات مؤمنين پرداخته مي فرمايند :

 

واعلم ان افضل المؤمنين افضلهم تقدمة من نفسه واهله وماله 3

وبدان بهترين مؤمنان آن بود که جان وخاندان ومال خود را درراه خدا پيشاپيش تقديم کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:47  توسط Iraniongirl  | 

ضرورت تشویق وآفت تبعیض ازدیدگاه امام علی عليه السلام

 

 

ضرورت تشویق:

یکی ازمهمترین نیازهای روحی ومعنوی رزمندگان ، نیاز به تشویق وتقدیر ازسوی والی وحکمران است .زمامداران ومسئولانی که به این  نیاز روحی ظریف توجه دارند با تشویق وتقدیر ازرزمندگان روحیه سلحشوری آنها را تقویت می کنند وبا دلگرمی دادن  به آنان بیش ازپیش ، برای ایثاروفداکاری آماده ومجهزشان می سازند.ازسوی دیگر این قبیل تشویق ها باعث می شود که افراد کاهل وکم تلاش ومسامحه کارهم به خود آیند ومانند رزمندگان جانباز باشور وشوق بیشتری قدم به میدان مبارزه بگذارند ودرراه هدف والای خود فداکاری کنند.

 

حضرت علی (عليه السلام) می فرمایند : «همیشه (سپاهیان را) تشویق کن وکارهای مهمی را که انجام داده اند برشمار! زیرا یادآوری کارهای نیک شجاعان ، سپاه را به حرکت بیشتر وادارمی کندوآنان که تنبلی می کنند به کارتشویق می شوند.»

 

 

آفت تبعیض:

ازدیدگاه حضرت علی(عليه السلام) همان طور که تشویق وقدردانی هاي به موقع برای تقویت روحیه رزمندگان واستحکام اساس مدیریت اجتماعی امری لازم وسازنده به شمار می رود ، رعایت عدالت اداری درامرتشویق نیزاهمیتی فراوان وسرنوشت ساز دارد. دریک جامعه اسلامی هرگز نباید دیده شود عده ای که زحمات فوق العاده می کشند وبا ایثار وجانبازی تلاش می کنند کمتر ازاستحقاق خود تشویق وقدردانی شوندولی کسانی که عمل چشمگیری انجام نداده اند مورد لطف زمامدار باشند و بیش ازاستحقاق ولیاقت خود تشویق شوند .چنین امری علاوه برآن که یک بی عدالتی آشکار وغیراسلامی است ضربه مهلکی نیزبرپیکر جامعه وارد ، وافراد تلاشگر را دلسرد ومنزوی می کند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:44  توسط Iraniongirl  | 

سیره فردی و خانوادگی امام علی علیه السلام

 

 

واژه سیره در اصطلاح اهل فن، حالت انسان، یعنی نوع خاص رفتار وعمل او است؛ از این رو بسیاری سیره را به معنای طریقه، هیئت و حالت دانسته اند.

 

از آن جا که حس کمال جویی و ویژگی نمونه پذیری ، امری فطری و ذاتی است، انسان برای ره یابی به سر منزل مقصود و دست یافتن به کمال مطلوب، در جست و جوی اسوه هایی برای پیروی از آنها و گرفتن سرمشق برمی آید و اگر در شناخت و الگوها، دچار خطا و لغزش شود، گمراه شده، ممکن است بر الگوهایی دست یابد که با ظاهری فریبنده، خود را رهبر و مقتدای جامعه ساخته اند و با پیروی از آنها به جای تکامل، به ذلت و خواری می افتند.

 

امام علی علیه السلام پس از پیامبر مصداق کامل اسوه حسنه اند و پیروی از وی، موجب هدایت و کمال امت اسلامی بلکه انسانی است و شیوه آن بنده راستین حق، سبب ترقی، رشد و تکامل بشر خواهد بود و به همان نسبت، سرپیچی از روش او، گمراهی و نابودی همیشگی را در پی خواهد داشت.

 

پیامبر درباره سیره علی علیه السلام به عمار یاسر این گونه سفارش می کند:

«ای عمار، اگر دیدی علی به تنهایی از یک راه می رود و تمام مردم به راهی دیگر روانند، به راه علی برو؛ زیرا او تو را به نابودی نکشاند و تو را از مسیر هدایت و رستگاری خارج نسازد.»

 

در روایتی دیگر پیامبر صلی الله علیه و آله به علی علیه السلام فرمود:

«ای علی، بی شک تو کسی را که پیروت باشد، هدایت خواهی کرد و آن که با سیره و راه تو مخالفت کرد، به طور قطع تا روز قیامت گمراه خواهد ماند.»

 

آن چه با عنان رفتار و سیره علوی در پی می آید، سیری در سنت، طریقت و سیره رفتاری امام علی علیه السلام است که ارتباط حضرت با خود و خانواده و بررسی رابطه وی با جامعه اسلامی و روابط اجتماعی او را در بردارد، بنابراین ایشان نه تنها در رفتار فردی بلکه در سیره خانوادگی اسوه و نمونه کاملی بودند.2

 

نخستین هسته کوچک جامعه انسانی کانون خانواده است که انسانها همدلی و همزیستی و مهر و محبت را ابتدا در آن و در دامن پر مهر مادر و آغوش گرم پدر احساس می کنند و شخصیت و منش خویش را به دست می آورند؛ آداب اجتماعی را می آموزند و از آن جا به صحنه جامعه می آورند و همان سان که در خانواده تربیت و پرورش یافته اند، با دیگر افراد برخورد می کنند و به همراه دیگر خانوده ها جامعه را می سازند؛ از این رو، خانواده از جایگاه والا، منزلتی ارجمند و موقعیتی ممتاز برخوردار است، به همین دلیل دین مقدس اسلام و سایر ادیان الهی، به این کانون اصلی انسان سازی توجه فراوان کرده، آن را بسیار مقدس و محرم دانسته اند. در این زمینه سیره خانوادگی علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها بهترین و متکامل ترین نمونه برای خانواده هاست.3 حال به گوشه ای از رفتار فردی و خانوادگی آن حضرت اشاره ای می کنیم....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:44  توسط Iraniongirl  | 

شناخت پیروان شیطان از دیدگاه امیرالمؤمنین علیه السلام

 

 

اتخذوا الشیطان لامرهم ملاکاً و أتخذهم له اشرالحا فباض و فرخ فی صدورهم و دب و فرح فی حجورهم فنظر باعینهم و نطق بألسنتهم فزکب بهم الزلل و زین لهم الخطل فعل من قد شرکه الشیطان فی سلطانه و نطق بالباطل علی لسانه.1

تخم گذارد و جوجه های خود را در دامانشان پرورش داد با چشمهای آنان می نگریست و با زبانهای آنها سخنی می گفت پس با یاری آنها بر مرکب گمراهی سوار شد و کردارهای زشت را در نظرشان زیبا جلوه داد، مانند رفتار کسی که نشان می داد در حکومت شیطان شریک است و با زبان شیطان سخنی باطل می گوید.

 

 

مقاصد شوم شیطان برای فریفتن مردم ساده دل

امام علی علیه السلام در خطبه پنجاهم نهج البلاغه می فرمایند:

آغاز پیدایش فتنه ها پیروی از هوا و هوسها و بدعتهایی است که با کتاب خدا مخالفت دارد و گروهی (چشم و گوش بسته یا هواپرست آگاه) به پیروی از آنان برمی خیزند و برخلاف دین خدا از انان حمایت می کنند اگر باطل از آمیختن با حق جدا می گردید بر کسانی که طالب حقند پوشیده نمی ماند و اگر حق از آمیزه باطل پاک و خالص می شود زبان دشمنان و معاندان از ان قطع می گشت ولی بخشی از این گرفته می شود وبخشی از آن و این دو را بهم می آمیزند و اینجاست که شیطان بر دوستان و پیروان خود مسلط می شود. و تنها کسانی که مشمول رحمت خدا بودند از آن نجات می یابند.2

 

آری مستضعفین فکری و ساده لوحان ممکن است در این میان ناآگاهانه در دام شیطان بییفتند در حالی که آنها نیز اگر رهبر و راهنمایی برای خود انتخاب می کردند گرفتار چنین سرنوشتی نمی شدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:42  توسط Iraniongirl  | 

اوصاف شیطان در خطبه قاصعه

 

امام علی علیه السلام می فرماید:

ای بندگان خدا، از دشمن خدا پرهیز کنید، مبادا شما را به بیماری خود مبتلا سازد و با ندای خود شما را به حرکت درآورد و با لشکرهای پیاده و سواره خود بر شما بتازند! به جانم سوگند شیطان تیر خطرناکی برای شکار شما به چلّه کمان گذارده و تا حدّ توان کشیده و از نزدیکترین مکان شما را هدف قرار داده است... پس شیطان بزرگترین مانع برای دینداری و زیانبارترین و آتش افروزترین فرد برای دنیای شماست! شیطان از کسانی که دشمن سرسخت شما هستند و برای درهم شکستنشان کمر بسته اید خطرناکتر است. مردم، آتش خشم خود را بر ضد شیطان بکار گیرید و ارتباط خود را با او قطع کنید به خدا سوگند شیطان بر اصل و ریشه شما فخر فروخت و بر حسب و نسب شما طعنه زد.1

 

 

راه نجات از سلطه شیطان

نقل شده است وقتی شیطان به خدای متعال گفت: لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم لایتنهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم: من بر سر راه مستقیم تو در برابر آنها کمین می کنم، سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف راست و چپ آنها به سراغشان می روم فرشتگان پرسیدند شیطان از چهار سمت بر انسان مسلط است. پس چگونه انسان نجات می یابد؟ خداوند فرمود: راه بالا و پایین باز است راه بالا نیایش و راه پایین سجده و بر خاک افتادن است.2

 

کید شیطان ضعیف است. تعبیر قرآن کریم این است:

ان کید الشیطان کان ضعیفا 3

یعنی مکر و کید شیطان از اول ضعیف بود.

 

نه اینکه حالا ضعیف شده باشد، بلکه ماهیتاً ضعیف است. لیکن این ضعیف به حساب آمدن در رابطه با خداست، نه کسانی که زیر مجموعه و تابع اوامر و وسوسه هاي او هستند.4

 

 

تأکید بر تلاوت سوره حمد

تلاوت آن به انسان، روح و ایمان می بخشد، او را به خدا نزدیک می کند، صفای دل و روحانیت می آفریند و اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون می سازد و میان او و گناه و انحراف فاصله افکند به همین دلیل در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم:

رن بلیس اربع رنات، اولهن یوم لعن  و حین اهبط الی الارض و حین بعث محمد صلی الله علیه و آله علی حسن فتره من الرسل و حین انزلت ام الکتاب

شیطان چهاربار فریاد کشید و ناله سرداد، نخستین بار روزی بود که از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامی بود که از بهشت به زمین تنزول یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد صلی الله علیه و آله بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانی بود که سوره حمد نازل شد.5

 

انشاء الله که خداوند ما را از مجاهدان در راه حق قرار دهد، هر نوع جهادی که شایسته ماست و بر مقتضای ماست و انشاء اله که ما بتوانیم دامن خود را به گناهان آلوده نکنیم چراکه امام علی علیه السلام می فرمایند:

ماالمجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف 6

آن کس که در راه خدا جهاد کند و شربت شهادت بنوشد، بلند مقام تر از آن کس نیست که توانایی بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نکند.

 

و ما بتوانیم نفس خود را نگه داشته و آلوده نکنیم زیرا شیطان گفته که من در سه جا حضور پیدا می کنم:

1- در میدان جنگ که مجاهد را به یاد خانواده اش می اندازم.

2- در دعوا و عصبانیت و خشم میان دو نفر نقش مهمی را ایفا می کنم.

3- زمانی که دو جنس مخالف در خلوت هم حضور پیدا می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:41  توسط Iraniongirl  | 

دریای بیکران عدالت

 

 

مقدس ترین کلمه ای که به گوش می رسد و دستگاه سامعه انسانی از آن لذت می برد و در اقطار گیتی معروف است، کلمه عدل و عدالت است، کلمه ای خوش نامتر و لغتی دلاویزتر از آن در سطح زمین بلکه در عالم افلاک شنیده نشده، زیرا همه مردان بزرگ و شخصیت های ستبر جهان، بزرگان روحانی و مردان الهی که نمایندگان خداوند و پرچم دار حق اند، همه خود را خادم و حافظ این کلمه می دانند.

 

هرجا که عدل سایه کند رخت را بند               کاین سایبان ز طوبی اخضر نکوتر است

 

امام صادق علیه السلام می فرماید:

العدل احلی من الشهد و الین من الزبد و اطیب ریحاً من المشک

عدالت و دادگستری از شهد عسل شیرین تر و از کف آب (یا سرشیر) نرم تر و از مشک خوشبوتر است.

 

عدل از صفات ثبوتیه پروردگار عالم است و شیعه آن را در ردیف اصول دین قرار داده و می گوید: خدا باید عادل باشد یکی از مهم ترین مقاصد از انزال کتب و ارسال رسل برقرار نمودن نظام عدل و گسترش دادن بستر عدالت در روی زمین است. کلیه پیامبران در راه انجام وظیفه مشقتها کشیده و مرارتها چشیده، ای بسا در این راه مقدس شربت شهادت نوشیده اند. بی پروا باید گفت در این وادی ولی الله الاعظم بارزترین قهرمان و پرچم دار مکتب عدالت بود. علی علیه السلام به عدالت خویش اطمینان داشت و آن را یک وظیفه و تکلیف الهی می دانست.

 

حضرت می فرمایند:

فان فی العدل سعة و من ضاق علیه العدل فالجور علیه اضیق

همانا در عدالت گنجایش خاصی است هر آنکه عدل و درستی بر او تنگ گردد جور و ستم بر او تنگ تر می شود.1

 

روش امام علی علیه السلام در عدالت مانند روش رسول خدا صلی الله علیه و آله بود اگر نگوییم عین همان روش بود؛ زیرا پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: «مشت من و مشت علی در عدالت برابر است» و فرمود:

او از همه شما به عهد خدا وفادارتر، به امر خدا عامل تر، در میان رعیت عادل تر، در تقسیم مساوی قسمت کننده تر و نزد خدا با مزیت تر است.2

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:40  توسط Iraniongirl  | 

عوامل موثر در جهاد با نفس

ترس از خدا

«احذر ان یراک الله عند المعصیة و یفقدک عند طاعته فتکون من الخاسرین و اذا قویت فاقو علی طاعة الله و اذا ضعفت فاضعف عن معصیة الله» (حکمت 383).

زمانی که انسان خدای خوش را شناخت و نسبت به او معرفت حقیقی پیدا کرد و او را به عنوان قدرت مطلقه یافت، قهراً خوف خشیت او بر دلش چیره می شود و از اینکه کاری از او سرزند که او را مطرود درگاه الهی گرداند سخت بیمناک می شود. و هر چه بر معرفتش افزوده گردد، بر خوف او نیز افزوده می گردد.

ثمره این زهد توبه و بازگشت به سوی درگاه حق و صبر و شکیبایی در مقابل هوای نفس است».[1]

 

یاری خداوند

«عبادالله، ان احب عباد الله عبدا اعانه الله علی نفسه» (خطبه 87- فراز 1).

در جهاد با نفس هدف رسیدن به کمالات الهی و قرب حضرت حق است. پس تمام مسیرها و هدف چیزی جز خداوند نمی باشد. وقتی انسان برای خداوند تصمیم گرفت پس برای او گام برمی دارد. بدون شک نیز خداوند او را یاری می کند.

در روایات است که هر کس به خدا تمسک جوید، خدا او را نجات دهد و هیچ شیطانی به او ضرر نرساند. پس برای شروع کار بهتر است از یاری بجوییم و از کمک بطلبیم تا چراغ هدایت در قلبمان روشن شود و وسائل لازم برای طی این مسیر فراهم آید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 7:38  توسط Iraniongirl  |